تبليغاتX
شيرگاه، شهری کوچک و همیشه سبز - دعایی برای جوانان
شهري كوچك بین کوه و دشت
سلام.

بهتر است اول یک ماجرا را تعریف کنم و بعد فقط یک دعا برای همه جوانان و افراد پرتوان:

در یکی از مجالس عزاداری سالار شهیدان بودم و نوبت به شام رسیده بود که ماست را به صورت پاستوریزه در ظرفهای یک نفره با روکش آلومینیوم نازک همراه با غذا به افراد و عزاداران می دادند که متوجه شدم پیرمردی برای باز کردن در ماست دچار مشکل شده است و حتی با پشت قاشق به سختی توانست روکش ماست را پاره کند . چیزی که برای همه ماها شاید کاری بسیار ساده و خیلی عادی باشد. این صحنه واقعا برای من تکان دهنده بود و بر سر سفره آقا امام حسین (ع) در دلم دعایی کردم و در اینجا می نویسم :

خدایا: تو را به حق همه عزیزان درگاهت و به حق این ایام و شبهای عزاداری سالار شهیدان قسمت می دهم که همه جوانان مومن و مومنه و پدر و مادر و همه کسانی که قلبشان با یاد تو می تپد را از بیماریهای دوران پیری و ضعفها و ناتوانی های آن دوران محفوظ بداری و زندگی با سعادت و پرآسایشی را به آنها عطا کنی تا در جوار خانواده و دوستان خود بتوانند سالهای سال زندگانی خوب و خرمی داشته باشند.

 آمین

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/25ساعت 9:50 بعد از ظهر  توسط بهمن نوري  |